محمد بن حسين البيهقي

561

تاريخ بيهقى ( فارسي )

واجب ساخته از طاعت امام و بواسطهء بيعت دستهاى راست دادند دست دادنى از روى رضا و رغبت و فرمان‌بردارى و بركت جستن و سعادت طلبيدن در حالتى كه روشن گردانيده بود خداوند تعالى بصيرتهاى ايشان را و صاف ساخته بود خاطرهاى آن جماعت را و به راه راست‌شان آورده بود و راهنمائىشان كرده بود بچنگ زدن در چيزى كه هرگز نگسلد و كار بزرگ شد و شكست كار شكست پس صباح كرد و حال آنكه هر بلائى دفع شده بود و هر سختى جلاء وطن كرده بود و هر پريشانى بهم آمده و هر مصلحتى نمايان و پيدا ص 451 ( 1 ) - و اصدر . . . و آرائه : و امير المؤمنين اين نوشته را فرستاد در حالتى كه همهء كارها او را مستقيم شده بود و همه كارها بر طبق تدبير او مىرفت و جاه پدران رشديافتهء خود را يافت و بر جاى پيشينگان راهنمايان خود باستقلال نشست پس دريابد رحمت خدا همه ايشان را ، و در بيم است از قهر خداى در نهان و آشكارا و ظاهر و باطن و مىگزيند رضاى او را در همه آنچه مىگشايد و مىبندد و نمىخواهد و مىخواهد و مىگيرد بدست حكم خدا را در هر چه مىفرمايد و نزديكى مىجويد به خدا [ به ] آنچه باعث نزديكى است و موجب رضاى او ، در حالتى كه خواهان است چيزى را كه نزد اوست از ثواب و ترسان است از بدى حساب و نمىگزيند هيچ نزديكى را بر نزديكى او و تأخير نمىكند بندگى و پرستش را از استحقاق ذاتى كه او راست جهت پرستش نمودن و فكر و تدبيرش صرف نمىشود مگر در نگهبانى حوزهء اسلام و رعيت تا آنكه حق بايستد بر جاى خود و بسته شود شكافها و ايمن گردد راه‌ها و شيرين شود آبها و فرونشاند چراغ آشوبها را و بميراند آتش فتنها را و خراب كند علامتهاى آن را و براندازد آثار آن را و بدراند پردهاى آن را و جدا گرداند دنبال‌روهاى آن را و در مىخواهد از خدا مددكارى در آنچه او را بر آن واداشته و راهنمايش ( شايد راهنمائيش - نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) در آنچه طلب رعايت كرده از او و آنكه مدد كار او باشد در همه كارهاش و موفق گرداند او را در عزيمتهاش ( 2 ) - فامدد . . . عاقبة الامور : پس دراز كن اى سلطان مسعود كه خدا مرا به تو برخوردار گرداناد به بركت خدا و نيكوئى توفيقش به بيعت امير المؤمنين دست خود را و دراز كند به بيعت هر كه در صحبت تست و هر كه در شهر تست چرا كه تو آن مشعلهء دولتى از براى امير المؤمنين كه فرونمىنشيند و آن رائد دولتى كه تنگى نمىبيند و آن شمشير دولتى كه كندى و ايستادگى نمىداند و سلوك كن بر طبق ستوده‌تر اطوار خود و راه نماينده‌تر اخلاق خود و نيكوتر شيمتهاى خود و كريم‌تر طرزهاى خود در رعايت آنچه ما آن را در نظر تو زينت داده‌ايم و در حفظ و نگهبانى آن ، و باش از براى رعيت پدر مشفق و مادر مهربان ، چرا كه امير المؤمنين ترا نگهبان ايشان كرده و سياست ايشان را به تو حواله كرده و ترا جهت حاكمى ايشان خواسته ،